به گزارش جام جم آنلاین، نمایندگان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، در حالی روز جمعه ۱۷ بهمن ماه در مسقط عمان، پای میز مذاکره خواهند نشست که مجموعه عوامل پیدا و پنهان؛ از حضور نظامی آمریکا در منطقه تا تکاپوی بیوقفه کشورهای همسایه برای پیشگیری از جنگ بر این مذاکرات سایه افکنده است.
آنچه قرار است در این گفتوگوها میان «سید عباس عراقچی» وزیر امور خارجه ایران و «استیو ویتکاف» نماینده رئیسجمهور آمریکا مطرح شود، گرچه چندان شفاف نیست اما موضوع قابل تایید در این مقطع زمانی، موضع شفاف جمهوری اسلامی ایران است که موضوع این دوره از گفتوگوها را رسیدن به چارچوبی برای حل چالشهای هستهای با آمریکا و غرب میداند.
دیپلماسی شکل گرفته در این مقطع زمانی را مجموعهای از تهدیدات از بازیگران مخرب روندها تا لابیهای جنگطلب، در خطر آسیب قرار دادهاند و از این رو برای حراست از آن باید هر دو طرف بیش از هر زمان دیگری هوشیاری باشند تا در صورت وقوع هرگونه توافقی امکان اجرای آن با خطرات اشاره شده از میان نرود.
به منظور بررسی مذاکرات پیشرو و نیز خطرات و آسیبهایی که این روند دیپلماتیک را تهدید میکند با «جاوید قربان اوغلی» مدیرکل پیشین خاورمیانه عربی و شمال آفریقای وزارت امور خارجه به گفتوگو پرداختیم.
این تحلیلگر مسائل منطقه درباره اهداف آمریکا از مذاکره با ایران در حالی که سایه جنگ همچنان بر سر منطقه و البته این مذاکرات وجود دارد؛ توضیح داد: متاسفانه سایه جنگ همچنان بر سر مذاکرات وجود دارد و چشمانداز مذاکرات هم به دلیل اختلاف نظر درباره موضوعات مورد مذاکره چندان امیدوار کننده نیست. شاید بهتر بود با تدابیری مانع از قرار گرفتن اوضاع در این شرایط بشویم. در مورد اهداف آمریکا نمیتوان با قاطعیت سخن گفت و به نظرم بهرغم اینکه ظاهراً حرف آخر را ترامپ میزند ولی نباید نقش اسرائیل و لابی قدرتمند این رژیم در ساختار تصمیم سازی را دستکم گرفت. از این منظر هدف آمریکا با توجه به لشکرکشی عظیم و بیسابقه گرفتن بیشترین امتیاز در صورت شکلگیری مذاکره است. امری که به نظر میرسد ایران آنها را نخواهد پذیرفت.
قرباناوغلی در پاسخ به این پرسش که این دور از مذاکرات باید حائز چه ویژگیهایی باشد تا بتواند نتیجهای اثربخش در پی داشته باشد، گفت: ابتدا باید پرسید اثربخش بودن برای کدام طرف مذاکره؟ مواردی که از طرف آمریکا میشنویم اصل مذاکره را بیمعنا میکند. البته این یک امر کاملا طبیعی در دنیای سیاست است؛ طرفی که احساس قدرت میکند سعی میکند شرایط خود را به طرف مقابل تحمیل کند. این قاعدهای مرسوم بوده و مربوط به تاریخ معاصر نیست و از زمان قدیم جریان داشته است. مهم این است که کشورها با رصد تحولات بینالمللی و اصل توازن قوا تصمیم بگیرند. هرگونه اشتباه محاسبه شرایط نامناسبی را رقم خواهد زد که تا حدودی وضعیت فعلی ایران نیز مصداق این جمله است.
وی درباره نقش هر یک کشورهایی که در شکلگیری روند مذاکراتی حضور دارند و نیز تضمین تثبیت روندها در سایه این حضور گفت: تلاش کشورهای منطقه برای اجتناب از جنگ است. همه آنها به گونهای از جنگ متضرر خواهند شد و لذا عقل و درایت سیاسی حکم میکند که برای اجتناب از جنگ، به دیپلماسی اهمیت داده و تلاشهای خود را برای نزدیک کردن مواضع دو طرف به کار گیرند. ولی این تلاشها لزوما «تضمین» قابل اتکایی برای جلوگیری از جنگ نیست. البته روشن است که همه کشورها دارای اهداف همسو و یکسان نیستند ولی فصل مشترک همه آنها اجتناب از جنگ است که البته موضوع بسیار حائز اهمیتی است که باید از آن استقبال کرد.
مدیرکل پیشین خاورمیانه عربی و شمال آفریقای وزارت امور خارجه درباره طرح مطرح شده پیرامون حل گامبه گام موضوعات چالشی میان ایران و آمریکا توضیح داد: این موضوع را وزیر خارجه ترکیه مطرح کرد که به نظر میرسد ایدهای درست است ولی بعید میدانم آمریکا و علیالخصوص اسرائیل به آن تن در دهند. هدف اسرائیل فشار حداکثری به ایران برای تحمیل نظرات خود از طریق آمریکاست. هر چند همانطور که بارها مقامات این رژیم به صراحت گفتهاند آنها خواستار انتخاب گزینه نظامی توسط آمریکا هستند. این نقطه افتراق سیاست آمریکا و اسرائیل است. هوشمندی سیاسی ایجاب میکند که با اقدامات تاکتیکی حتی در مذاکرات این افتراق را بیشتر کرد و مانع تحقق ایدههای شرورانه نتانیاهو در مورد کشورمان شد.
قرباناوغلی درباره کاستن از میزان بیاعتمادی میان دو کشور که پس از جنگ دوازده روزه شدت گرفت؛ گفت: به نظر من که بارها گفته و نوشتهام متاسفانه ما دارای تحلیل مشترک (اجماع) درباره برجام و دلایل رسیدن آن به این مرحله نیستم. انداختن همه تقصیرها به گردن یک طرف درست نیست. من ابایی ندارم که برجام را بزرگترین دستاورد دیپلماتیک کشور اعلام کنم. بارها در مطالب خود این مطلب را گفتهام. برجام حاصل عقل جمعی نظام سیاسی کشور برای برون رفت از شرایط اواخر دوره دولت معجزه هزاره سوم بود که ایران در چنبره شش قطعنامه ذیل فصل هفتم شورای امنیت سازمان ملل متحد گرفتار و تحریم های فلج کننده اقتصاد کشور و معیشت مردم را به مخاطره انداخته بود.
وی افزود: اگر این واقعیت دارد که برجام ایران را از مهلکه این شش قطعنامه رها کرد، باید نوع رفتار و تعامل ما برای حراست از این دستاورد بهگونه دیگری رقم میخورد. نمیگویم برجام خیر مطلق بود و ضعفهایی نداشت ولی همانطور که همه میدانیم برجام مصالحهای بود که دو طرف امتیازاتی دادند و در مقابل امتیازاتی گرفتند. ولی توجه داشته باشیم تنها کشوری که ذیل فصل هفت شورای امنیت رفت و با دیپلماسی از آن خارج شد ایران بود. در دنیای سیاست واژههایی مانند اعتماد و تضمین اساسا جایگاهی ندارد، از ازمنه قدیم هم نداشت.
قرباناوغلی درباره مختصات توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن هم گفت: توافق؛ منتج از توازن قدرت است که متاسفانه به دلایلی که میدانیم و میدانید به شدت به نفع طرف مقابل به هم خورده است. در چنین شرایطی تصمیمسازان و مذاکره کنندگان باید بر اساس واقعیات میدانی و با هدف جلوگیری از جنگ تصمیم بگیرند. امتیازهای داده شده قابل جبران است ولی نتایج خسارت بار جنگ معلوم نیست برای سالها و دههها قابل جبران باشد. از یاد نبریم دشمنان این مرز و بوم نقشههای خطرناکی کشیدهاند. هرگونه خطای محاسباتی میتواند آنها را یک قدم برای تحقق اهداف شوم خود نزدیکتر کند.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد